۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه


اظهارات مقامات سپاه پیرامون کشته شدن نیروهای شبه نظامی بسیج در حالی مطرح می شود که این نهاد نظامی تاکنون از انتشار اسامی کشته شدگان وابسته به بسیج خودداری کرده است. همچنین سپاه تشییع جنازه رسمی و یا مراسم بزرگداشتی برای افرادی که کشته شدگان بسیج می خواند ترتیب نداده است.

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

بازی دوسربرد

حسینیان این سیاستمدار کهنه کار درطول حیات سیاسی اش ثابت کرده که هیچگاه فعلی رابدون درایت
انجام نداده وبرهرمسندی که بوده سوار آن شده است وبه قولی مسندها برای او ساخته شده اند نه او برای
مسند .
او نقشی راکه درکاراکتر نمایندگی داشت ایفا کرد ودلیلی دیگر برای ماندن ندارد وبه دنبال برنامه بعدی خوددرسپهر سایسی کشور است اودرخرداد87به مجلس آمدفراکسیون حامیان احمدی نژاد راسامان داد
او درتمام دوره نمایندگی اش درمجلس هنوز اسمش به عنوان موافق یامخالف طرح ولایحه یی شنیده نشده وتنها نطق کرده است وحال هیچ اصراری برماندن ندارد واگرگروهی برماندنش اصراردارند بایستی
هزینه های آن را به پردازندهزینه ها همان خواسته هایی است که خیلی پررنگ درمتن استعفایش نوشته
است .برکناری محتشمی پورازریاست مرکزدفاع ازحقوق فلسطین تاعقب نشینی مشایی وتغییر رویکرد
لاریجانی .
نقل از آقای امید ایران مهردرروزنامه اعتماد

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

پیرما

پیرما که ایینه صبح جهان آرا بود
همچون غم گرم کناردل مابامابود
سحرو آیینه و آب درآمیخته داشت
درپس پلاسینه قبا دیبابود
گرچه می داشت بن خرقه بهاران پنهان
باغ درباغ گل درهرنفسش پیدا بود
او که باخویشتن ازغار تهی ترمزیست
کوه بود ازغم یاران و چه پاربرجابود
یارب آن چشمه کزو آیینه می رست کجاست ؟
آنکه آتشکده و آب روان یکجابود

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

نوشته اي ازسعيد حجاريان :اخلاق وظيفه گرا

درحکوتهای دموکراتیک اخلاق بیشتر جنبه نهادی پیداکرده است واین نهادهای مدنی هستند که بعنوان ناظر
بیرونی به کنترل رفتار افرادمی پردازند .افراددرفرایند جامعه پذیری ارزش های خلاقی را درونی می کنند .
درجامعه ما به علت ضعف نهادهای مدنی دیده بان های بیرونی کمرنگ هستند واولیای امور مجبورند
مستمرامردم رابه عقوبت اخروی ووجدانیات ارجاع دهند .و می توان نتیجه گرفت درحکومتهای دموکراتیک
این نظامها ضامن وتضمین کننده اخلاق هستند

۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

اجرزیارت امام رضا (ع)

همزبان باسفر رئیس جمهورمادام العمر ونزوئلا رسانه های نزدیک به دولت از قرارداد
واردات بنزین روزانه 20هزاربشکه درروز خبرداداند مبلغ کل معامله 800میلیون دلار
برای یکسال می باشد اگر هربشکه بنزین 158لیترباشد 20000 بشکه درروز می شود
3160000هزارلیتر وبرای هرسال می شود 1153400000واگر این مبلغ را در 800
میلیون دلارتقسیم کنیم می شود 0.693 سنت ومعادل 690 تومان برای هرلیتر می شود
درحالی ونزوئلا بنزین را بدین قیمت به ایران فروخفته که براساس امار امروز اموربین
الملل شرکت نفت ایران بهای هرلیتر بنزین دربازار خایج فارس تنها 468 تومان بوده
نتیجه اینکه آقای چاوز بنزین را دوبرار قیمت به ایران فروخته است.
عمق فاجعه در این جاست که آقای چاوز حدود 40000000 ملیون دلار به خاطراین
گرانفروشی سود خواهدکرد .

۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

نقش ايران درائين هاي توحيدي

درزمان ساسانی نفوذ اندیشه های مذهبی به آن سوی مرزهای ایران وشرق وغرب گسترش یافت

اصل ثنویت ایرانی درآئین بودا پذیرفته شد آئین مانی ازراه اسیای میانه وترکستان به چین وازراه سوریه به مصر وسراسر آفریقای شمالی وازراه آسیای صغیر به ارمنستان وبالکان وبعدها به جنوب فرانسه رسید که جنبش مذهبی نیرومند کاتار نماینده آن بود

آئین ایرانی مهر (میترا)سراسر امپراتوری روم را فراگرفت یک قرن پیش ازمیلاد آئین میترا به امپراتوری رم راه یافت .

مهمترین کپی برادری تعیین روز 25دسامبر برای تولد عیسی است سال 325 یعنی سه قرن پس از خود عیسی درشورای کلیسای کاتولیک درمورد آن تصمیم گرفته شده که قبل از آن ضابطه ای برای آن وجود نداشته است .

انگیزه این انتخاب آن بود که این روز اززمان رواج آئین میترا درامپراتوری رم بعنوان روز تولد میترا جشن گرفته می شد زیرا این روز مقارن باآغاز زمستان بود که خورشید از پائین ترین خوددر شب یلدا دوباره آهنگ بالارفتن می کرد . باتوجه به ریشه داربودن این آئین دررم کارگردانان کلیسا این روز رابرای تولد عیسی درنظر بگیرند.

اسطوره تولد عیسی ازمادری باکره درطویله عینا همان اسطوره تولد مهر ازمادری باکره دردرون غار است .

افسانه سه پادشاه مغ که بدنبال زایش عیسی به راهنمایی ستاره ای به دبدار او می آیند بنوبه خود تکرار افسانه سه چوپانی است که بدنبال ستاره ای برای دیدار مهر به غار زایشگاه اورفته اند .

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

زبان اتش واهن

تصنيف جديد استادشجريان با شعر فريدون مشيري را ازاينجا دانلود كنيد

تفنگت را زمین بگذار...

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو،
تو ای با دوستی دشمن!
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می‌خوانی مرا،
بنشین برادر وار

تفنگت را زمین بگذار،
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کُش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه، غفلت،
این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟
گرفتم در همه
احوال حق‌گویی و حق‌جویی...
و حق با توست
ولی حق را ــ برادر جان ــ
به‌زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب
آلوده‌ات بیدار

تفنگت را زمین بگذار...